|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
![]() خواجه مي فرمايد: شارح يعني فخر رازي اضطراب دارد؛ چون گفته كه اينجا عقول و افهام در مي ماند و كسي فهمش نمي رسد. چرا انسان اين گونه باشد كه اگر چيزي را خودش درك نكرد, بگويد احدي نمي تواند اين مساله را حل كند. اين احتمال را بدهد كه كسي پيدا شود و آنرا حل كند. در بحث قضا و قدر آن آقا در تفسيرش نوشته بود كه اگر جن و انس جمع شوند نمي توانند اين مشكل را حل كنند. مرحوم علامه در تفسيرش به ايشان خطاب كرد و فرمود: « لازم نيست اين همه جمع شوند. من خودم تنهايي جوابت را مي دهم و مساله را حل مي كنم. » آخر اين چه قلمي است, چه حرفي است! هر آدم خوب است وقار داشته باشد. صد و ده اشاره ـ استاد علامه حسن زاده آملي , ص 140
معناي گناهِ عالمانه و عامدانه اين است كه اگرچه خدا اجازهٴ چنين كاري را نداده، اما رأي من بر انجام اين كار است و اين جرأت و جسارت، مستلزم آنست كه تبهكار، هواي خود را به جاي خداي خود يا همتاي آن قرار دهد و با ادعاي خداپرستي به خودخواهي و خودپرستي بپردازد و اين مرادف با ادعاي ربوبيت است.
مأخذ: (صورت و سيرت انسان در قرآن، ص 364) به نقل از سایت معظم له |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
||||||||
|
|||||||||
|
|
|
|
|
بخشهايى از معارف دين در حدّى است كه حتّى با تفكّر عقلى نيز نمىتوان به آن دست يافت؛ چنانكه حضرت امام رضا (عليهالسّلام) ذيل آيهٔ كريمهٔ «لَاتُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ»(1) مىفرمايند: نه تنها خدا را با چشم نمىتوان ديد، بلكه با عقل نيز نمىتوان به كنه وجود او پى برد و او را فراگرفت(2). تنها راه رسيدن به اين گونه از معارف، تقواى روح و تهذيب دل براى شهود است و قرآن كريم اين راه را با صراحت تأييد و تأكيد مىفرمايد: «وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ»(3) اگر يقين براى انسان حاصل شد، از شهود بهرهمند مىشود «كَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ»(4) انسان مىتواند با استدلال قطعى وجود بهشت و جهنم و كيفر و پاداش را ثابت كند ولى با تفكّر و درس مدرسه نمىتواند بهشت و جهنّم را ببيند و مانند «حارثة بن مالك» باشد كه به رسول اكرم (صلّىاللهعليهوآله) مىگويد: «حتى كأني أنظر إلى عرش ربي و قد وَضَعَ للحساب و حشر الخلائق لذلك و أنا فيهم و كانّى انظر الى اهل الجنّة و يتعارفون و على الارائك متّكئون و كانّى انظر الى اهل النار و هم فيها معذّبون مصطرفون و كانّى الآن المع زفير النار يدور فى مسامعى»(5)؛ يقين آنچنان در من اثر كرده كه گويا عرش پروردگارم را نظاره مىكنم كه براى حساب برپا شده است و خلايق براى حساب محشور شدهاند و من نيز در ميان آنانم و گويا به اهل بهشت مىنگرم كه در بهشت از نعمتها بهرهمندند و يكديگر را مىشناسند و بر تختها تكيه كردهاند و گويا مىبينم اهل آتش را در حالى كه عذاب مىشوند و فرياد برمىآورند و گويا هماكنون زوزه آتش، در گوشهايم دور مىزند. سپس رسول خدا (صلّىاللهعليهوآله) به اصحاب فرمود: «هذا عبد نور الله قلبه بالإيمان»؛ اين جوان، بندهاى است كه خدا دلش را به نور ايمان روشن ساخته. و خطاب به آن جوان فرمود: اين حالت را در خود حفظ كن! حارثه از آن حضرت درخواست دعا براى نيل به شهادت كرد و حضرت دعا فرمود و چيزى نگذشت كه جنگى پيش آمد و در آن جنگ به شهادت رسيد. (1) سورهٔ انعام، آيهٔ 103. |
||
|
|
|
|
|
تاريخ و تحقيق HISTORY AND RESEARCH مقالات و همايش هاي علمي، ( در حوزه ي دين ، تاريخ ، فرهنگ ، سياست و حكمت )
بسم الله الرحمن الرحيم در اواسط اسفندماه 1385 وبلاگ تاريخ و تحقيق به صورت تخصصي و در قالبي نوين منتشر خواهد شد. لذا از سال ۱۳۸۶ به روز رساني اين وبلاگ به صورت ماهانه خواهد بود. نشاني جديد وبلاگ به زودي در اختيار علاقمندان قرار مي گيرد. وبلاگ تاريخ و تحقيق |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
حضرت آيت الله عبدالله جوادي آملي
اگر از ما بپرسند كه چرا به روايات عمل مىكنيد و سخنان معصومين (عليهمالسّلام) را حجّت مىدانيد، جواب مىدهيم چون پيامبر (صلّىاللهعليهوآله) فرموده: «إنّى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى»(1) و اگر بپرسند كه چرا سخن پيامبر را حجّت مىدانيد، مىگوييم چون خدا فرموده: هر چه پيامبر مىگويد قبول كنيد: «مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهيكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا»(2)، «أَطِيعُوا اللّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِى الْأَمْرِ مِنْكُمْ»(3) در اينجا ديگر سؤال قطع مىشود؛ زيرا قول خداوند كه آفريدگار جهان است، حجّت بالذّات است و سؤال بردار نيست. بنابراين، اصل حجيّت و اعتبار روايات معصومين (عليهمالسّلام) به قرآن برمىگردد، يعنى حجّت بودن قول معصوم به استناد قرآن است نه حجّت بودن اصل روايت مورد وثوق، چون اعتبار خبر موثّق به استناد بناى عقلا به ضميمه عدم ردع از طرف شارع است ولى اعتبار قول مروّى عنه ـ نه اعتبار اصل روايت كه طريق است ـ بايد قبلاً احراز شده باشد كه در مورد بحثْ اعتبار قول مروى عنه بوسيله قرآن حكيم ثابت شده است. (1) بحار، ج 2، ص 226، ح 3. |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کسي که روي توديده حال من داند
که هرکه دل به توپرداخت صبرنتواند
هرآفريده که چشمش به آن جمال افتاد
دلش ببخشد و بر جانش آفرين خواند
![]() براي شادي روح آن مرحوم عطر صلوات را به خانه هاي خود بياوريم
اللهم صل علي محمد و آله
|
||
|
|
|
|
![]() ... رهبر محبوب ما از سفر آيد ..... ديو چو بيرون رود فرشته درآيد ...
مجموعه تصاويري از مرحوم حضرت امام خميني رحمه الله
به نقل از موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ره
امام و انقلاب(29) امام (ره) پس از انقلاب(36) جوانی امام(4) + امام (ره) پیش از انقلاب(38) رحلت امام (ره)(16) |
||
|
|
|
|
|
در نيمه ي دوم قرن بيستم، خصوصا در سه دهه ي آخر آن، بازگشت به معنويات و دين ( چه اديان سنتي و چه دين فردي ) را مي بينيم. به ويژه در محيط هاي علمي و فرهنگي طرح مباحث اديان سنتي و ارتباط آنها با علم داغ تر شده است. تعداد مؤسساتي كه در فصل مشترك علم و دين كار مي كنند يا مجلاتي كه در اين حوزه منتشر مي شوند و همچنين تعداد كنفرانس هاي علم و دين يا علم و الهيات افزايش چشمگيري داشته است. بنابراين در آستانه ي هزاره ي سوم ميلادي، بر خلاف وعده اي كه بسياري از علم زدگان در اول قرن بيستم مي دادند، نه تنها دين از صحنه بيرون نرفته است، بلكه با قوتي بيش تر به صحنه ي زندگي بشر بازگشته است. اميد است اين تحول چشمگير مثبت كه در غرب رخ داده است، چشمان خفته ي شيفتگان غرب در سرزمين اسلامي را بيدار كند و آنهايي را كه در اثر هجوم فرهنگي غرب از فرهنگ اسلامي خود فاصله گرفته اند به اين منبع اصيل بازگرداند. برگرفته از كتاب: علم و دين و معنويت در آستانة قرن بيست و يكم ، انتشارات پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، ص 2 |
||
|
|
|
|
مرحوم آيت الله شهيد سيد عبدالحسين دستغيبسخنان قاسم بن الحسن ( عليه السلام ) را شنيده ايد شب عاشورا، عمويش حسين عليه السلام به او فرمود: مرگ نزد تو چگونه است؟ گفت از عسل شيرين تر است ـ آيا با حسين عليه السلام تعارف مي كرد؟ نه. چون دلش عرش الرحمن است. نفيس ترين امور كه جان است در راه خدا دادنش آسانست به نقل از كتاب ولايت |
||
|
|
|
|
|
خدايا تو عنايتي فرما كه كام ما به حق شيرين گردد. اگر دل عرش الرحمن شد هر عمل خيري به هر سختي آسان مي گردد. تمام عالم جمع شوند حكومت دنيا را بدهند كه دروغي بگويي حاضر نمي شوي. گناه در كامت تلخ مي گردد كه هيچ چيزي شيرينش نمي كند. ولي وقتي دل مركز شيطان باشد به كوچكترين چيزي تسليم باطل مي شود. |
||
|
|
|
|
|
مرغ بر بالا پران و سايه اش مي دود بر خاك، پران مرغ وش ابلهي صياد آن سايــه شود مي دود چندان كه بي مايه شود. بي خبر كآن عكس آن مرغ هواست بي خبر كه اصل آن سايه كجاست تير اندازد به سوي سايه او تركشش خالي شود از جست و جو |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
حضرت آيت الله جوادي آملي زبان كسي گوياي حق است كه يا با عقل برهانياش حق را دريابد يا با قلب شهودي خويش آن را ببيند؛ چون زبان، ترجمان عقل حصولي و قلب شهودي است. حكيم با عقل خويش مقصود برهاني را درمييابد و عارف با قلب خود، حقيقت را مشاهده ميكند؛ امّا هر دو يافتههاي خود را با زبانِ گفتاري ترجمه كرده و در اختيار ديگران ميگذارند و چنين مرتبتي كه عقل، حق را بفهمد و قلب آن را ببيند، جز براي انسان متألّه حاصل نميشود و تألّه انسان نيز در گرو اقتدا به رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) و اعتصام به حبل متين الهي، يعني قرآن و عترت است و تنها در اين صورت، آدمي از كمند تن و دام طبيعت ميرهد و تا اوج ديدار حق پرميكشد و در طول زندگي نيز در دو قلمرو قول و فعل خدا، هم نمودِ علمِ الهي ميشود و هم مجراي قدرتِ خداوندي. مأخذ: (تفسير موضوعي، ج 15، ص 87) |
||
|
|
|
||
|
|||
|
|
|
|
|
|
|
|
آيت الله مكارم شيرازي با اشاره به ماندگاري قيام حسيني گفت: اهداف والاي نهضت حسيني مورد توجه جدي آزادي خواهان جهان است. به گزارش خبرگزاري شبســـتان آيتالله ناصر مكارم شيرازي با اشاره به اينكه اهداف واقعه عاشورا در طول تاريخ بشريت ثابت است و تكرار عزاداري ها در هر سال ناشي از اهداف جاويدان اين حماسه است، گفت: كساني كه با فرهنگ عاشورا آشنايي درستي ندارند و به اقامه عزاي حسيني در هر سال ايراد ميگيرند، بايد بدانند كه اهداف امام حسين(ع) در عاشورا با گذشت زمان تمام شدني نيست. |
||
|
|
|
|
|
« ... مي خواستم وصيت نامه ي مفصلي بنويسم كه حاوي مطالب مهم اخلاقي باشد؛ ديدم با وجود مطالب عاليه و حقايق ساميه اي كه أمير المؤمنين عليه السلام در « حاضرين » به امام حسن مجتبي عليه السلام در وصيت نامه ي خود نوشته اند، و در نهج البلاغه مسطور است، ديگر از بيان مكارم اخلاق و آداب دم زدن مايه ي شرمندگي است. لذا تمام اولاد خود را توصيه مي كنم كه اين وصيت را كه در « نهج البلاغه » موجود است مطالعه و كرارا مورد دقت و نظر قرار دهند، ... » از وصيت نامه مرحوم آيت الله سيد محمد حسين حسيني طهراني |
||
|
|
|
|
|
مرحوم علامه آيت الله حسيني طهراني منبع در نهجالبلاغه از كلام حضرت به كميلبن زياد نخعي: كميل گويد: أميرالمؤمنين عليه السّلام دستم را گرفت و مرا به بيابان برد. سپس نفسي عميق برآورد و فرمود: «اي كميل! اين دلها ظرفهائي هستند كه بهترين آنها پر ظرفيّتترين آنها است؛ پس آنچه گويم حفظ نما. مردم بر سه دستهاند: عالم ربّاني، متعلّم در راه نجات، و دسته سوّم پشّههائي كه در فضا پراكندهاند و با صداي هر بانگ زنندهاي از جاي خود بجنبند و به دنبال آن روند، و در مسير هر بادي حركت ميكنند، زيرا از نور علم روشني نگرفته و به پايهاي استوار پناه نبردهاند. اي كميل! علم بهتر از مال است. علم تو را نگه داشته و تو بايد مال را نگهدار باشي. مال با انفاق كم شود، و علم با انفاق نموّ كند. و آنچه كه در اثر مال بدست آمده با از دست دادن آن نيز از دست خواهد رفت. اي كميل! علم مرامي است پسنديده كه مردم از آن اطاعت ميكند، بوسيله آن انسان در زندگي كسب اطاعت كرده، و پس از مرگ نام نيكي بدست ميآورد. علم حاكم و مال محكوم عليه است. اي كميل! ثروتمندان در زندگي خود در هلاكتاند. و علماء تا جهان باقي است، بقاء دارند. پيكرشان در زير خاك پنهان ولي آثارشان در دلها موجود است. سپس آهي كشيد (اشاره به سينه خود نمود) و ادامه داد: در اينجا علم بيحدّ انباشته شده، اي كاش ميتوانستم كسي را كه شايستگي تحمّل و آموزش آنرا داشته باشد بيابم. بلي كساني را مييابم كه يا مورد اعتماد نبوده و دين را وسيله راحتي در دنيا قرار دادهاند، و به نعمتهاي الهي بر بندگان خدا فخر ميفروشند، و با حجّتهاي الهي بر اولياي او بزرگي ميكنند. يا اينكه مطيع حاملان حقّ اند، ولي خود بصيرتي ندارند و با كمترين شبههاي در آنها شكّ ايجاد ميشود، كه نه اين و نه آن قابليّت تحمّل علوم را ندارند. يا در لذائذ فرو رفته و به راحتي لجام خود را به دست شهوت سپردهاند و يا سرگرم جمع و اندوختن ثروت ناچيز دنيا هستند. و اين دو دسته در هيچ امري رعايت اين را نمينمايند. شبيهترين چيزها به اينان، چهار پايان چرندهاند. و اينچنين است كه علم ميميرد به مردن حاملان علم. ولي زمين از كسي كه با حجّت براي خدا قيام كند خالي نخواهد ماند كه يا ظاهر و مشهور است يا خائف و گمنام. تا حُجَجَ الهي باطل نگشته و بيّنههاي خداوند از بين نروند. و چقدر كماند اينان، و كجايند آنها؟ اينان بخدا قسم از نظر تعداد در اقليّت، و از نظر مقام در بزرگترين درجهاند. خداوند بوسيله آنها حجّتها و بيّنات خود را حفظ ميكند تا آنها را به افرادي نظير و مانند خود بوديعه نهند. و در دل همانند خود كشت نمايند. علم و دانش حقيقي از روي بصيرت بر آنها هجوم آورده است، و به آرامش يقين دست يافتهاند؛ و آنچه را كه نازپروردگان دشوار ميدانند ايشان سهل و آسان ميشمرند. و به آنچه جاهلان از آن وحشت دارند انس گرفتهاند، بدنهايشان در اين دنيا؛ ولي ارواحشان در ملكوت أعلي سير ميكند. و اينانند خلفاء خداوند در زمين، و دعوت كنندگان به دين او. آه، آه، كه چقدر مشتاق ديدارشان هستم. سپس حضرت فرمود: ديگر صحبتي نيست، اگر ميخواهي برو». |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آن كه امام حسين(عليه السلام) ميتوانست نماز ظهر عاشورا را به صورت انفرادي، اندكي ديرتر و در خيمه بخواند، ولي چنين نكرد و آن را با سه خصوصيت جماعت، اول وقت بودن و علني بودن بجا آورد. لذا در غالب زيارتهاي آن حضرت "أشهد أنّك قـدأقـمت الصّلاة" بـه عنـوان يكي از نقاط برجسته زندگي آن حضرت ذكر ميشود. مأخذ: (حماسه و عرفان، ص ٢٤٥) |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|