|
|
|
|
|
|
|
|
|
1 ـ سورهي روم، آيهي 30. |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
«بسْمِ اللَهِ الرَّحمَنِ الرَّحِيمِ وَصَلَّى اللَهُ عَلَى محمَّدٍ وءَاله الطَّاهرينَ و لعنةُ اللهِ على أعدآئهم أجمعينَ اللَهُمَّ فاطِرَ السَّمَـواتِ و الأرضِ، عالِمَ الغيبِ و الشَّهادةِ، الرَّحمنَ الرَّحيمَ، اللَّهُمَّ إنّى أعْهَدُ إليكَ فى دارِ الدّنيا أ نِّى أشهدُ أن لا إله إلاّ أنتَ وَحدَك لا شريك لكَ، و أنَّ مُحمَّداً عبدُك و رسولُك، و أنَّ علىّ بنَ أبىطالبٍ أميرُالمؤمنينَ و سيِّدُ الوَصيِّينَ و إمامُ المُوحِّدينَ وقآئدُ الغُرِّ المُحَجَّلينَ و وصِىُّ رسولِ ربِّ العالمينَ و خليفتُه فى أُمَّتِه و ولىُّ كُلِّ مؤمنٍ و مؤمنةٍ مِن بَعده، و أنَّ الحسنَ و الحسينَ و علىَّ بْنَ الحسينِ و محمّدَ بنَ علىٍّ و جعفرَ بنَ محمَّدٍ و موسَى بنَ جعفرٍ و علىَّ بنَ موسى و محمّدَ بنَ علىٍّ و علىَّ بنَ محمّدٍ والحسنَ بنَ علىٍّ و محمّدَ بنَ الحسنِ العسكرىِّ القآئمَ بِأَمرِ اللهِ عجَّل اللهُ تعالى فَرَجَهُ و سهَّل مَنهَجَهُ، خلفآءُ اللهِ و خلفآءُ رسوله و أوصيآء رسوله و هداةُ الخلق فى سَبيلِه و أُمَنآؤُه فى أرضِه و سَمآئِه و عِيابُ عِلمِه و معادنُ أسراره و يَنابيعُ حِكَمِه و أنواره، صَلَواتُه و سلامُهُ عليهِم أجمعينَ. اللَهُمَّ أنت الشّاهدُ بأنَّ هؤلآءِ أئمّتى و سادَتى و قادَتى و أوليآئى، بِهِم أتَقرَّبُ و أتَشفَّعُ إلى الله، و مِن أعدآئهم أتَبَرَّأُ إليك فِى الدّنيا و الأَخرة. و أشهد أنَّ الجنَّةَ حقٌّ و أنّ النّارَ حقٌّ و أنّ البعثَ حقٌّ و الحسابَ حقٌّ و القَدرَ و الميزانَ حقٌّ، و أنَّ الدّينَ كما وَصَفتَ و أنَّ الإسلامَ كما شَرَعتَ و أنّ القولَ كما حدَّثتَ و أنَّ القرءَانَ كما أنزلتَ، و أنّك أنتَ اللهُ الحقُّ المبينُ. جزَى اللهُ محمّدًا خيرَ الجزآءِ و حيَّا محمّدًا و ءالَ محمَّدٍ بالسّلام. اللهمَّ يا عُدَّتى عند كُربتى و صاحِبى عند شِدَّتى و يا وَلِىَّ نِعمتى إلهى وإلهَ ءَآبَائى، لَا تَكِلْنى إلى نَفْسِى طَرفَةَ عينٍ أبَدًا؛ فإنَّك إن تَكِلْنى إلى نفسى أقرُبُ مِنَ الشَّرِّ و أبعَدُ مِنَ الخَيرِ، فَـَٵنِسْ فى القَبر وَحشَتى، و اجْعَل لى عَهْدًا يَومَ ألْقاكَ منْشُورًا. و بعد لا يخفى آنكه در مورّخه بيستم شهر ربيع المولود سنه يكهزار و چهارصد هجريّه قمريّه على هاجِرها آلاف التَّحيَّةِ و الثَّنآءِ هنگام عزيمت تشرّف به آستان ملك پاسبان حضرت ثامن الأئمّه علىُّ بنُ موسَى الرّضا عليه و على ءَابآئه و أبنآئه التّحيّةُ و الإكرام، اينجانب سيّد محمّد حسين حسينى شيعى إمامى حجازى، شناسنامه شماره 10 صادره از طهران؛ در نهايت صحّت و سلامت و طوع و رغبت بلا إكراهٍ و لا إجبار، تحت توجّهات حضرت ولىّ عصر أرواحنا له الفدآء به طريق مرقوم در ذيل انشاءِ وصيّت نمودم. اوّلاً وصىّ خود قرار دادم قرّة العين مكرّم ولد أكبر و أرشد خود جناب فخر العشيرة الفخام سيّد العُلمآءِ الأعلام آقاى حاج سيّد محمّد صادق أيّده الله را، و ناظر بر امور قرار دادم برادر ايشان قرّة العين مكرّم جناب سيّد البَرَرَة الكِرام و عماد الفضلآءِ العظام آقاى حاج سيّد محمّد محسن سدّده الله را، كه چنانچه دعوت حق را لبّيك گفته دار فانى را وداع و به جوار قرب و رحمت حقّ پيوستم در يكى از اماكن متبرّكه به نظر و صلاحديد خود دفن نمايند. و در تغسيل و تكفين، امور مستحبّه را حتّى الإمكان مرعىّ دارند، و بر مزار ذكر مصائب آل عصمت قرائت شود. و در تشييع، زنان شركت نكنند؛ چه اين از امور مستهجنه و مذمومه عند الشّارع است، مانند هديّه نمودن دسته گل بر مزار متوفّى، كه مع الأسف اين آداب جاهلى كه از ناحيه غرب به ممالك مسلمين سرايت كرده است امروزه متداول و معمول شده است. بارى بهيچوجه احتياجى به مجالس ختم و هياهو نيست، بالأخص مجالسى كه امروزه مرسوم است از تعريف و تمجيد متوفّى و بازماندگان او و ايستادن أولياء و أقرباى ميّت، و خواندن اشعار و قاب و قدح و گرفتن مجلس ختم در مسجد و مزاحمت با مؤمنين و مصلّين كه تمام اين امور نيز به سرايت آداب كفر در بين مسلمين رائج و دارج شده است.0 بلى آمدن به ديدن بازماندگان و قرائت قرآن كريم سنّت است؛ فَالسُّنّةُ تُحيَى و البِدعَةُ تُماتُ. بدهى به كسى ندارم، مهريّه عيال خود را بعلّت ترقّى أسعار به ميزان بيست برابر پرداختهام. نماز و روزه را حسب تكليف انجام دادهام بسته به قبول و لطف حضرت وهّاب است، حجّ و زيارت بيت الله الحرام را بجاى آوردهام اگر به منصّه قبول رسيده باشد. جميع اولاد خود را توصيه ميكنم به تلاوت قرآن مجيد و تدبّر در معانى رشيقه آن فى ءَانآءِ الليلِ و أطرافِ النّهار، و مطالعه احوال و احاديث سروران دين، ائمّه معصومين صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين. و تجنّب و دورى از تمدّن ضالّه غربيّه، و بِدَع هاويه مُهلكه، و گرايش به آداب و رسوم كفر؛ و در عوض تأدّب به آداب اسلاميّه و سُنن محمّديّه، و تعليم و تربيت اولاد و احفاد خود را به دستورات اسلاميّه و محمّديّه و علويّه و سائر ائمّه راستين عليهم صلوات الله و الملآئكة المقربّين؛ و إصرار و إبرام در كسب علوم اسلاميّه از قرآن و تفسير و فقه و حديث و حكمت متعاليه و اخلاق و عرفان حقيقيّه، و قدم استوار و متين در راه عمل براى تزكيه و تهذيب اخلاق و كسب كمالات و معارف الهيّه و وصول به لقاى حضرت معبود جلّ و علا و مقام فناءِ در ذات مقدّسش سبحانه و تقدّس؛ وَ أن يتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقاتِه وَ لَا يَمُوتُنَّ إلاّ و هُم مُسلِمونَ. و اين فقرات از وصيّت، وصيّت است به تمام مؤمنان و دوستان و ارحام و سائر أحبّه و أعزّه از محبّان و معاشران. اين حقير دنبال جمع زخارف نبودهام، و در تمام دوران حيات فقط به علم و عرفان الهى عشق ورزيدهام و درصدد تحصيل علوم و معارف اسلاميّه بودهام؛ لذا از مادّيّات و متاع دنيا چيزى نيندوختهام، و مختصر أسباب و أثقالى كه به حسب ضرورت زندگى مشاهده ميشود خود به خود گرد آمده است. آنچه به نام هر يك از فرزندان يا عيال است، اصولاً تعلّق به حقير نداشته و متعلّق به خود آنهاست. چون اولاد ذكور در رشته علم هستند، نوشتجات و كتابهاى حقير أعمّ از خطّى و چاپى تماماً به آنها داده شود و از ثلث محسوب گردد، بدين طريق كه آنچه از دورههاى مختلفه را آقاى حاج سيّد محمّد صادق و آقاى حاج سيّد محمّد محسن و آقاى حاج سيّد ابوالحسن براى خود تهيّه كردهاند مشابه آن كتاب از كتابخانه فقط به آقاى سيّد على داده شود و بقيّه بين تمام چهار تن از اولاد ذكور قسمت گردد. بقيّه ثلث متعلّق به پسرانى است كه در وقت فوت سنّشان به بيست سال نرسيده و به دخترانى كه شوهر نكردهاند، و بايد بالسّويّه بين همه آنها تسهيم و تقسيم گردد. و در صورت تحقّق اين معانى، بقيّه ثلث با دو ثلث ديگر كما فرض الله بين جميع ورثه تقسيم ميشود. و اُوصِيهِمْ أدامَ الله تَوفيقَهُم و تَأييدَهم؛ على نَظمِ أُمُورِهم، و التَّوجُّهِ إلى اللَهِ تَعالَى والتَّبتُّل إليه فى كُلِّ الأحوال، والتَّمسُّكِ بِالعُروةِ الوُثقَى و الحَبْلِ المتينِ وِلآءِ أميرِالمؤمنينَ علَيه السّلامُ. ميخواستم وصيّتنامه مفصّلى بنويسم كه حاوى مطالب مهمّ اخلاقى باشد، ديدم با وجود مطالب عاليه و حقائق ساميهاى كه أميرالمؤمنين عليه السّلام در حاضِرَين به امام حسن مجتبى عليه السّلام در وصيّتنامه خود نوشتهاند و در «نهج البلاغة» مسطور است، ديگر از بيان مكارم اخلاق و آداب دم زدن مايه شرمندگى است. لذا تمام اولاد خود را توصيه ميكنم كه اين وصيّت را كه در «نهج البلاغة» موجود است مطالعه و كراراً مورد دقّت و نظر قرار دهند، و آن دُرَر شاهوار را آويزه گوش و هوش و الگوى عمل خود قرار دهند. و از جدّشان اخذ كنند و بر مَمشَى و روش آنحضرت باشند، و رسول الله و وصيّش را كه دو پدر مهربان اُمّت هستند اُسوه خود قرار دهند. و به مقام مقدّس حضرت صدّيقه كُبرى سلام الله عليها متمسّك و متشبّث گردند و از معنويّت و روحانيّت آن كانون قدس و طهارت و عصمت بهرهمند گردند. من از همه اولاد خود راضى هستم، چون همه در رشته تقوى و معرفت و فضيلتاند؛ خداوند از آنها راضى باشد. كمال رعايت آداب و مساعدت را به مادرشان بنمايند، چون حقّ حيات در تعليم و تربيت ايشان دارد. و گهگاهى روح مرا به فاتحه شاد كنند. وَ يَبقَى الخطُّ فِى القِرْطاسِ دَهْرًا وَ كاتِـبُهُ أسيرٌ فِى التُّرابِ كتَبَهُ بِيُمْناهُ الدّاثِرة الرّاجى رحمةَ ربّهِ الغنىِّ الفقيرُ إلى الله: السّيّد محمّدٌ الحسين الحسينىّ الطّهرانىّ بن السّيّد محمّد الصّادق بن السّيّد إبراهيم بن السّيّد علىّ الأصغر بن المير إبراهيم بن المير طاهر الطّهرانىّ الأصل مِن ساداتِ دَرَكة من أحفادِ الإمامزاده السّيّد محمّد ولىّ المدفون بدَرَكة، و هو من أحفاد الإمام الهُمام سيّدِ العابدينَ علىِّ بن الحسينِ بن علىّ بنِ أبىطالبٍ عليهم السّلامُ. (اُولآئك ءَابائى فجِئْنى بمِثلِهِم إذا جَمَعَتْنا يا جَريرُ المَجامِعُ) فى بلدةِ طهران صانَها اللهُ مِنَ الحَدَثان فى صبيحةِ يومِ العشرين من شهرِ ربيعِ الأوّل سنةِ ألفٍ و أربعمائةٍ من الهجرة. سيّد محمّد حسين حسينى طهرانى. در روز جمعه 28 شهر ربيع المولود سنه يكهزار و چهارصد و يازده هجريّه قمريّه در مشهد مقدّس وصيّتنامه را ملاحظه نمودم، و وصيّت همانست كه ذكر شد بدون تغيير و يا زياده و كمى. البتّه امور جزئيّه همه در تحت نظر و اختيار وصىّ محترم است و نظر و اختيار ايشان ممضى است. والسّلام علينا و عليه و على جميع أولادنا الصّالحين و الأحبّة الأعزّة الكرام المعظّمين و رحمة الله و بركاته. سيّد محمّد حسين حسينى طهرانى. آنچه از كتابهاى مؤلّفه حقير كه به طبع رسيده است، نسخ موجوده مطبوعه آن چه از دورهها و چه از كتب غير دورهاى، أعمّ از آنهائيكه در طهران است و يا در مشهد؛ اختيارش با جناب وصىّ است كه به كتابخانههاى دنيا و يا شهرستانهاى ايران براى مطالعه عموم ارسال دارند، و يا به هر طريق كه مقتضى دانند در آنها تصرّف نمايند. والسّلام و رحمة الله. 28 / ع 1 / 1411 سيّد محمّد حسين حسينى طهرانى (مهر شريف). بسم الله الرّحمن الرّحيم. در روز بيست و ششم از شهر جمادى الثّانيه سنه يكهزار و چهارصد و پانزده نيز نظر در وصيّتنامه نمودم و هيچ تغييرى در آن به نظر نيامد. والسّلام علينا و عليهم وعلى عباد الله الصّالحين. سيّد محمّد حسين حسينى طهرانى (مهر شريف).» منبع |
||
|
|
|
|
|
هيچگاه .... برخی از منتقدان از فشار شدیدی که مدارس ژاپن به دانش آموزان وارد می کنند، انتقاد می کنند. ... تغذیه در مدارس این کشور براساس قانون تغذیه مدارس انجام می شود و دانش آموزان به درست غذا خوردن ، عادت می کنند و آداب لازم را هنگام غذا خوردن می آموزند. در بیشتر مدارس ابتدایی ، دوره اول و دوم دبیرستان ساعتی را برای غذا خوردن دانش آموزان اختصاص داده اند. در مدارس ژاپن هر گروه طبق برنامه از پیش تعیین شده به آشپزخانه می رود و مسوولیت توزیع غذا میان همه دانش آموزان را به عهده می گیرد. پس از تقسیم غذا میان دیگر گروهها، آن گروه نیز غذای خودشان را در کلاس درس و پشت همان میزها می خورند. هدف از این کار تقویت عادات اجتماعی و درونی کردن آنها در دانش آموزان است. هنگام غذا خوردن ، دانش آموزان از طریق تلویزیون هایی که در هر کلاسی وجود دارد به استودیوی خبر مدرسه متصل است ، از اخبار مدرسه مطلع می شوند یا فیلمهای پخش شده را نگاه می کنند. زنگ نظافتی هم هست که همه دانش آموزان ، محیط کلاس و مدرسه را تمیز می کنند و همگی باهم مسواک می زنند. دانش آموزان ژاپنی پس از پایان کلاس های درس ، مدرسه را کاملا تمیز می کنند. اشوچی یا همان تمیز کردن مدرسه ، شامل جارو کردن کلاسها و راهروها، تمیز کردن سطل های زباله ، تمیز کردن تخته ها و دیگر قسمتهای مدرسه است. در مدارس ژاپن ، پست نظافتچی وجود ندارد. .... برخی از دانش آموزان ژاپنی که وضع والدین آنها خوب است آنها را برای تحصیل به خارج از کشور می فرستند؛ ولی پسران باهوش معمولا به دانشگاه ها و مدارس ژاپنی می روند و از این طریق اعتبار بیشتری به دست می آورند. ....
|
||
|
|
|
|
|
عزيزان! بارزترين نشانه يك موجود زنده، نموّ و رشد است، هر زمان «نمو» متوقّف شود زمان مرگ نزديك شده است، و هنگامى كه موجود زنده در سراشيبى انحطاط قرار گيرد مرگ تدريجى او آغاز گشته، و اين قانون بر زندگى مادى و معنوى يك انسان و حتّى يك جامعه حاكم است (دقّت كنيد). با استفاده از اين نكته بايد گفت: اگر هر روز گامى به جلو نگذاريم، و از نظر ايمان و تقوا و اخلاق و ادب و پاكى و درستكارى، رشد و تكاملى پيدا نكنيم، و هر سال دريغ از پارسال بگوئيم، گرفتار خسارتى عظيم شده ايم و راه را گم كرده و به بيراهه افتاده ايم، و بايد جداً احساس خطر كنيم. پيشواى بزرگ ما امير مؤمنان(ع) زيباترين سخن را در اين زمينه بيان كرده، و در روايت معروفش مى فرمايد: «مَنْ استوى يَوْماهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ» «وَ مَنْ كانَ فِى نَقْص فَالْمَوْتُ خَيْرٌ لَهُ; هر كس دو روز عمرش يكسان باشد گرفتار غبن شده (چراكه سرمايه عمر را از كف داده و تجارتى ننموده، و جز حسرت و اندوه متاعى نخريده است!) و آن كس كه در سراشيبى نقصان است، مرگ براى او بهتر است (چراكه لااقل سير تدريجى نقصان را متوقف مى سازد! و اين نعمت بزرگى است! اگر عارفان باللّه و سالكان طريق الى اللّه براى هر روزِ سالك، «مشارطه» را در صبحگاهان، و «مراقبه» را در تمام طول روز، و «محاسبه» و سپس «معاقبه» را شامگاهان، لازم مى شمرند به خاطر همين است كه رهروان راه حق غافلگير نشوند و اگر عيب و نقصى در كار آنها افتاده است، به جبران برخيزند و از اين طريق هر روز افق تازه اى از انوار الهيّه را به روى خود بگشايند و همچون بهشتيان، صبح و شام شاهد موهبت جديدى باشند (وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فيها بُكْرَةً وَ عَشيّاً) بنابراين اى عزيز! از حال خود غافل مباش تا در تجارت بزرگ زندگى كه سرمايه نفيس عمر با ارزش هاى والا مبادله مى شود و هر انسانى مى تواند سود كلان ببرد به مصداق «إنَّ الانسان لفى خسر» گرفتار خسران نشوى. از محاسبه حال خود بى خبر نباش، و هر ماه و هر روز به حساب خود رسيدگى كن، پيش از آن كه حساب تو را برسند! |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گريه بر ميت از سنت هاى رسول خداست علامه سيد مرتضى عسكرى بزرگداشت ياد انبياء و بندگان صالح خدا علامه سيد مرتضى عسكرى عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام علامه سيد مرتضى عسكرى تاريخ اسلام از آغاز تا هجرت مرحوم حجت الاسلام و المسلمین على دوانى سيره نبوي ختم نبوت پيامبر امي نبوت خاتميت وحي و نبوت شهید مرتضي مطهري |
||
|
|
|
|
|
1 ـ سورهي قصص، آيهي 57. |
||
|
|
|
|
|
شبها در محراب عبادت قيام دارند و با پاى محكم و استوار به كرنش و نيايش به درگاه حضرت معبود، دلهايشان مجذوب جذوات إلهيّه و سبحات ربّانيّه ميشود، و روزها آنچه را گرفتهاند پس ميدهند و در اين عالم وسيع شنا مىنمايند و به عالم وجود إفاضه فيض مىنمايند: إِنَّ نَاشِئَةَ الَّيْلِ هِىَ أَشَدُّ وَطْئًا وَ أَقْوَمُ قِيلاً * إِنَّ لَكَ فِى النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلاً. «تحقيقا آنچه در شب مىرسد، براى تو گامى استوارتر و گفتارى پايدارتر است. و تحقيقا از براى تو در روز مجال واسعى است كه در اين عالم كثرات شنا كنى (و آنچه را در شب گرفتهاى، در روز مصرف نمائى).» |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پنجمين همايش بين المللى هفته جهانى گراميداشت مساجد با حضور انديشمندان ودانشوران وفرهيختگان سراسز کشور برگزار می شود. به جهت کسب اطلاعات بيشتر اینجا را کلیک نماييد.
آخرين مهلت ارسال مقالات 15/4/86 مى باشد. |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
....شما بیایید به خاطر حسین { علیه السلام } و به خاطر این عظمتی که به بشریت داده است، مساله نظم را به اولادمان یاد بدهیم. ما کتک بی نظمی را زیاد خورده ایم. ... ما با داشتن فلسفه خوب زندگی، اما با بی نظمی زندگی ، از زندگی لذت نمی بریم. عده ای به علت نظم زندگی، با این که زندگی شان فلسفه ندارد ، لذت می برند و کار می کنند . این { بی نظمی } درد ماست. انشاء الله امیدواریم جوانان ما به این مساله خیلی اهمیت بدهند. ... در محضر حکیم مجموعه پرسش ها و پاسخ ها – ص 135 – 136. |
||
|
|
|
|
|
علامه سيد محمد حسين حسيني طهراني ( ره ) مي نويسد:
روايتى عجيب از حضرت صادق عليه السّلام وارد است كه حقّا موجب تنبّه و بيدار باش است: در «وافى» از «كافى» از محمّد از ابن عيسى از ابن فضّال از علىّ بن عقبه از عمر از حضرت أبى عبدالله عليه السّلام روايت است كه راوى گفت: قَالَ لَنَا ذَاتَ يَوْمٍ: تَجِدُ الرَّجُلَ لَايُخطِىءُ بِلَامٍ وَ لَا وَاوٍ خَطِيبًا مِسْقَعًا، وَ لَقَلْبُهُ أَشَدُّ ظُلْمَةً مِنَ اللَيْلِ الْمُظْلِم؛ وَ تَجِدُ الرَّجُلَ لَا يَسْتَطِيعُ تَعْبِيرًا عَمَّا فِى قَلْبِهِ بِلِسَانِهِ، وَ قَلْبُهُ يَزْهَرُ كَمَا يَزْهَرُ الْمِصْبَاحُ.
« حضرت روزى به ما گفتند: شما مردمى را مىيابيد كه در سخن گفتن چنان استادند كه حتّى در يك حرف همچون لام و يا واو اشتباه نمىكنند؛ خطيبى هستند بليغ، و يا جَهْورىّ الصّوت، و يا بطور مسلسل بدون ارتعاش و لكنت لسان خطبه ميخوانند؛ امّا قلبشان تاريكتر است از شب تاريك. و همچنين شما مردمى را مىيابيد كه توانائى ندارند كه آنچه را در نيّت دارند بر زبان آورند؛ امّا قلبشان همچون چراغ درخشان نور ميدهد. » |
||
|
|
|
|
... اينجاست كه ما خوب كلام مرحوم سيّد حسن مدرّس رحمة الله عليه را مىفهميم در وقتى كه مرحوم آية الله بروجردى رضوان الله عليه به او گفته بودند: من چه كنم تا خدمتم در دين مؤثّر باشد ؟ او انگشتان مسبّحه (سبّابه) دو دست خود را بلند ميكند و هى بالا ميبرد و پائين مىآورد و ميگويد: طلبه ! طلبه درست كن ! استعمار از هيچ نيروئى همچون همين طلبههاى اَلِفقد نگران نيست. ...
|
||
|
|
|
|
|
1 ـ سورهي مائده، آيهي 68. |
||
|
|
|
|
|
مرحوم بحر العلوم: منبع
در كلمات و خطب سيّد اولياء عليه السّلام تصريحات و تلويحات است كه ايمانِ كامل از عمل متولّد است. پس كسيكه طالب ايمان اكبر باشد بايد آنرا از عمل طلب كند. |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
صائب تبریزی
دنیا به اهل خویش ترحم نمی کند
آتش امان نمی دهد آتش پرست را
************************
حزین لاهیجی
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد
************************
نجات اصفهانی
رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد
ما به قربان تو رفتیم و همان جا ماندیم.
************************
|
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
آيت الله "محمد علي تسخيري" دبير كل كنگره بينالمللي فرهنگ مقاومت در نخستين روز برگزاري با قدرداني از ميهمانان شركتكننده تصريح كرد: جهان اسلام در عصر حاضر با دو پديده مهم و متضاد روبه رو است. |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
از حضرت رسالت صلّي الله عليه وآله وسلّم پرسيدند كه: بمَا عَرَفْتَ اللَهَ ؟! فرمودند كه: عَرَفْتُ الاشْيَآءَ باللَهِ . يعني حقّ را به حقّ دانستم و اشياء ديگر را نيز به حقّ دانستم . |
||
|
|
|
|
|
مرحوم علامه محمد تقي جعفري
« ... گاهی که احساس می کنیم که { استجابت دعا } کمی تاخیر دارد، خیلی زیاد دستپاچه نشویم، باز دعای خود را ادامه بدهیم. .... نمی توان گفت که انسانهای معمولی هم بتوانند معجزات پیامبران را انجام دهند. ولی با اسماء مقدس الهی خیلی کارها می توان انجام داد. اگر واقعا یک کلمۀ الله از درون انسان بر آید... اگر متوجه شود، لبیک آن را قبلا شنیده است. ... » در محضر حکیم – مجموعه پرسش ها و پاسخ ها / ص 104. |
||
|
|
|
|
|
اساسيترين مقدمهٴ پيروزي پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله و سلم) و ايجاد و گسترش حكومت اسلامي به دست آن حضرت، تصرف خدا در دل هاي مسلمانان و ايجاد محبت و الفت، ميانهٴ آنان بود كه از آنها پروانگاني ساخت كه گرداگرد وجود رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) هستي خويش را فدا كردند و پايه هاي امنيت و اقتدارِ حكومت اسلامي را هم عالمانه و هم عاشقانه، استحكام بخشيدند و البته اين گرايش و الفت قلبي ميان مسلمانان، تنها در حيطهٴ اراده و فرمان خدا بود و جز او هيچ موجودي اگرچه خاتم الانبياء(صلي الله عليه و آله و سلم)، حتي با هزينه كردن همهٴ ثروت هاي زمين، توان چنين كاري را ندارد؛ ”وألَّف بين قلوبهم لو أنفقت ما في الأرضِ جميعاً ما ألَّفت بين قلوبِهِم ولكنَّ اللّه ألَّف بينهم إنَّه عزيزٌ حكيمٌ“(1) (1) سورهٴ انفال، آيهٴ 63. |
||
|
|
|
|
![]() حضرت آيةالله حاج شيخ عبدالله جوادى آملى در سال 1312 هـ . ش در آمل پا به عرصه گيتى نهاد. پدرش ميرزا ابوالحسن جوادى از عالمان و واعظان پرهيزكار شهر بود و اجدادش نيز تا چند نسل، از واعظان و روحانيان محترم آنجا بودند.
|
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
![]() شيخ ميفرمايد كه: «بدان اكنون كه كردن ميتواني» يعني اين زمان كه سرمايه عمر عزيز و اسباب اين سير و سلوك مهيّا داري ، بدانكه انسان را از چنين كمالات ميتواند كه حاصل شود ؛ بلكه انسان فينفسالامر بجهت همين مخلوق است . پس آن مقدّمات كه موقوفٌ عليه حصول اين كمالات است مرتّب گردان و اسباب آنرا مهيّا ساز و مقصود آفرينش حاصل كن . «چو نتواني چه سود آنگه كه داني» ؛ يعني آن زمان كه قوّت بدني كه اسباب تحصيل اين مطلوب بُوَد به ضعف مبدّل شود ، و از سلوك و رياضت بازماني ، و فرصت فوت شود و نتواني كه به اداء حقوق اين مقدّمات عمل نمائي ، دانستن كه ترا تحصيل اين كمالات ميسّر بوده و تو حاصل نكردهاي هيچ فايدهاي نخواهد داد الاّ زيادتي حسرت و ندامت ! شعر: بود در اوّل همه بیحاصلي كودكيّ و بیدليّ و غافلي باز در اوسط همه بيگانگي وز جواني شعبه ديوانگي باز در آخر كه پيري بود كار تن خرف درمانده و جان گشته زار چون ز اوّل تا به آخر غافليست حاصل ما لاجرم بيحاصلي است و ميتواند بود كه مراد «چو نتواني چه سود آنگه كه داني» اين باشد كه چون روح انساني از بدن مفارقت نمود و اسباب تحصيل كمال نماند و دانست كه آنچه مطلوب بود حاصل نكرده و تمنّا مينمايد كه: فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَـٰلِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ ، آن زمان اين دانستن هيچ سودي ندارد غير از پشيماني كه اين يك عذاب ديگر است . چون منبع اين مشاهدات و مكاشفات كه ذكر كرده شد دل انساني است ميفرمايد كه: متن: چه ميگويم حديث عالم دل ترا اي سر نشيب پاي در گل يعني حديث عالم دل كه عروج به عوالم لطيفه و مشاهده انوار و تجلّيات الهي است با تو چه گويم كه سرنشيب شده ، از علوّ مراتب كمالات قلبي و روحي به أسفل السّافلين طبيعت افتاده و پاي سير و سلوك تو در گل لذّات جسماني و مشتهيات نفساني مانده است ، و مهروب را مطلوب و مطلوب را مهروب انگاشته و خود را مقيّد حصول مال و جاه گردانيدهاي ، و از ادراك كمالات معنوي كه لذّات باقي حقيقياند بالكلّ محرومي . شعر: اهل دل شو يا كه بنده اهل دل ورنه همچون خر فروماني به گل هركه را دل نيست او بيبهره است در جهان از بينوائي شهره است رو به اسفل دارد او چون گاو و خر نيستش كاري بجز از خواب و خور حقّ همي گويد كه ايشان في المثل همچو گاوند و چو خر بل هُم أضَلّ منبع |
||
|
|
|
|
|
آيتالله" محمدعلي تسخيري" روز يكشنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا مركز قم افزود: وقتي يك مذهب خود را تمام دين بداند طبيعي است كه ساير مذاهب را كافر ميپندارد و اين مهمترين خطري است كه جهان اسلام را تهديد ميكند. وي بااشاره به اينكه وحدت مسلمانان باعث عظمت اسلام در سراسر جهان خواهد شد، گفت: متاسفانه موانعي از جمله تعصبات كور، جهل به موضعگيري وتوطئههاي استكباري مهمترين موانع اين مساله ميباشند. آيتالله تسخيري افزود: در برخي كشورهاي اسلامي حركتهاي فتنهانگيز و تحريك كننده مشاهده ميشود كه با اهداف اسلام ناب در تعارض است. به گزارش ايرنا، وي تصريح كرد: متاسفانه گاه اين افراد خود نيز ادعاي پيروي از اسلام ناب را دارند ولي در عمل اقدامات ضداسلامي را انجام ميدهند. آيتالله تسخيري تاكيد كرد: بهترين روش براي وحدت ميان مسلمانان گرايش به گفت وگوي آزاد و عقلاني ميباشد. وي اظهار داشت: در اسلام باب اجتهاد باز است و با توجه به تاكيدات آن بر مرز ميان كفر و اسلام، كساني كه در چهارچوب آزادي اجتهاد مسلماني را پذيرفتند بايد وفادار بمانند آيتالله تسخيري گفت: اگر همه مسلمانان اختلافات را مذموم بدانند راه رسيدن به تقريب آسان است.
|
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
1 ـ وسائل الشيعه، ج 8، ص327. |
||
|
|
|
|
|
نويسندگان ایشان به همین منظور معادل انگليسي آن را به صورت Arab gulf درآورده اند. اما به سبب کمی سواد و احتمالا تعجیل در عمل ناپسند خويش معادل فرانسوي آنرا به صورت صحیح golfe persique ثبت نموده اند كه بيانگر آن است كه منابع علمی اين فرهنگ از معادل خليج فارس استفاده نموده و اين تناقض ناشي از اصرار مترجمان عرب بر تحريف نام « خليج فارس » بوده است. از قديم گفته اند که دروغگو فراموشکار مي شود و به عبارت بهتر : « با تعصب کور کار علمي به سامان نمي رسد. » ماحصل کوشش علمی !!؟ ایشان به صورت معادله زیر در آمده است:
الخليج العربي = golfe persique = Arab gulf
مولفان: س.م. لحام وآخرون ناشر: دار الكتب العلمية تاريخ نشر: ( ط 1 ) 30/12/2003 ابعاد اثر: 24×17، 600 صفحه. این مساله در صفحة ۱۶۹ چاپ مذکور موجود است.
|
||
|
|
|
|
|
آقاي علیرضا شیرازی مدير سايت هاي پارسيک و بلاگفا در وبلاگ اختصاصي خود به ده اشتباه رایج در میان وبلاگ نویسان اشاره نموده است.
هر چند به نظر مي رسد که گاه برخي از اين موارد، بنا بر شرايط زماني و تعريف وبلاگ نويس از فعاليت خود اشتباه نباشند، اما با اين حال اين نوشته ارزش خواندن را دارد.
|
||
|
|
|
|
|
هر عبادتي، خلوص در آن اعتبار شده و مدّ نظر قرار مي گيرد: "ألا لله الدّينُ الخالص" 1. ۱. امّا تجلّي اين خلوص در برخي از عبادات نمايانتر و طرد شرك در آن قويتر و آشكارتر است. از جملهي اين عبادات حج است كه توحيد در آن تجسّم يافته و از آغاز تا انجامش نمونه اي از توحيد و طرد شرك است، و از همين رو ترك حج، كفر قلمداد شده است: "ولله علي النّاس حجُّ البيت من استطاع إليه سبيلاً ومن كفر فإنَّ الله غنيٌّ عن العالمين" 2. ۲. پس حجْ ايمان و توحيد، و ترك آن كفر عملي است. 3. از امام صادق(عليه السلام) در دعاي سفر حج، روايت شده است كه پس از اداي كلمات فرج فرمود: "... بسم الله دخلت، بسم الله خرجت وفى سبيل الله..." تا آنكه فرمود: "فإنّما أنا عبدك وبك ولك" 4. كسي كه به زبان دعا آگاهي و احاطه دارد تفاوت ميان اين سخن آن حضرت كه فرمود: "فإنّما أنا عبدك وبك ولك" را با ديگر ادعيه و اوراد، به خوبي در مي يابد. چون هدف مهم در اين نيايش ويژه، ذات خداي سبحان و لقاي اوست، نه اسمي از اسماي حسناي حضرتش. 5. و نيل به جوار كسي است كه از رگ گردن به آدمي نزديكتر است: "أقرب إليه من حبل الوريد" 6. و روشن است كه بنده جز با توحيد دايم و ناب و طرد شرك جليّ و خفيّ به مولايش تقرب نمي جويد. 7. مطلب مزبور را از كلام ديگر آن حضرت نيز، كه فرمود: حجرالأسود به منزلهي دست راست خدا در زمين براي ميثاق است، ميتوان استفاده كرد: "استلموا الركْن فإنه يمين الله فى خلقه يصافح بها خلقه مصافحة العبد أو الرجل، يشهد لمن استلمه بالموافاة" 8. با تدبر در اين بيانها روشن ميشود كه حج نمونه اي از توحيد جامع است و در اين فرمودهي الهي متجلّي است: "تعالوا إلي كلمةٍ سواءٍ بيننا وبينكم أن لا نعبد إلاّ الله ولا نشرك به شيئاً ولا يتَّخذ بعضنا بعضاً أرباباً من دون الله" 9. حاصل آنكه: حجْ توحيد ممثل است و توحيد همان فطرتي است كه خداوند انسانها را بر آن سرشته است و دگرگوني براي آن نيست. توضيح بيشتر در اين مورد، همراه با ذكر برخي مصاديق، در فصول آينده، به ويژه در مبحث مربوط به مناسك خواهد آمد. مأخذ: ( آیت الله جوادی آملی: صهباي حج، ص 79) 2 ـ سورهي آل عمران، آيهي 97. 3 ـ وسائل الشيعه، ج 9، ص 422 4 ـ همان، ج 8، ص 279. 5 ـ بحار، ج 87، ص 189 6 ـ سورهي ق، آيهي 16. 7 ـ وسائل الشيعه، ج 8، ص 103. 8 ـ كافي، ج 4، ص 406؛ و وسائلالشيعه، ج 9، ص400 ـ 407. 9 ـ سورهي آل عمران، آيهي 64. |
||
|
|
|
|
|
غزل اول سينه بشوي از علومِ زادۀ سينا نور و سَنائي طلب ز وادي سينا يار عيان است بينقاب در اعيان ليك در أعيُن كجاست ديدۀ بينا ساغر مينا ز دست پير مغان گير چند خوري غم به زير گنبد مينا طعنه به وَيْسِ قَرَنْ زنيّ و قرين است ديو و ددت قرنها و سآءَ قَرينا نيست روا ما قرين ظلمت ديجور روي تو عالم فروغْ ماه جبينا پرتو مهر از فلك به خاك گر افتد خود چه شود ، عيسيا سپهر مكينا يك نفس اي خاك راهِ دوست خدا را بر سر اسرارِ زارِ خاك نشين آ غزل دوّم: ما ز ميخانۀ عشقيم گداياني چند باده نوشان و خموشان و خروشاني چند اي كه در حضرت او يافتهاي بار ببر عَرضۀ بندگيِ بیسر و ساماني چند كاي شه كشور حُسن و مَلِك مُلك وجود منتظر بَر سر راهند غلاماني چند عشق، صلح كل و باقي همه جنگ است و جدل عاشقان جمع و فِرَق جمع پريشاني چـند سخن عشق يكي بود ولي آوردند اين سخنها به ميان زمرۀ ناداني چـند آنكه جويد حرمش گو به سر كوي دل آي نيست حاجت كه كند قطع بياباني چـند زاهد از باده فروشان بگذر دين مفروش خرده بينهاست درين حلقه و رنداني چـند نه در اختر حركت بود و نه در قطب ، سكون گر نبودي به زمين خاك نشيناني چـند اي كه مغرور به جاه دو سه روزي بر ما كشش سـلسـلۀ دهـر بـود آني چند هر در أسرار كه بر روي دلت بربندند رو گشايش طلب از همّت مرداني چند غزل سوّم: اختران ، پرتو مشكوۀ دل انور ما دل ما مَظهر كل ، كل همگي مظهر ما نه همين اهل زمين را همه باب اللهيم نُه فلك در دورانند به دور سر ما برِ ما پير خرد طفل دبيرستان است فلسـفي مُـقتبِسي از دل دانشـور ما گر چه ما خاك نشينان مرقّع پوشيم صد چو جم خفته به دريوزهگري بر در مـا چشمۀ خضر بود تشنه شراب ما را آتش طـور شـراري بود از مَـجمـر ما اي كه انديشۀ سر داري و سر ميخواهي به كدوئي است برابر سر و افسر برِ مـا گو به آن خواجۀ هستيطلب و زهد فروش نبود طالب كالاي تو در كشور ما بازي بازوي نصريم نه چون نسر به چرخ دو جهان بيضه و فرخي است به زير پر مـا ماه گر نور و ضيا كسب نمود از خورشيد خود بود مكتسِب از شعشعۀ اختر ما خسرو مُلك طريقت به حقيقت مائيم كُلَه از فقر به تارك ز فنا افسر ما عالم و آدم اگر چه همگي اسرارند بود أسرار كميني ز سگانِ در ما |
||
|
|
|
||||
|
|||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
امکان جستجوی کتب موجود در نمایشگاه به صورت Online
هر چند اطلاع رساني نمايشگاه در کيفيت مطلوب نيست، اما با اين حال تا حدودي ياريگر محقق خواهد بود. |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ـ سورهي مائده، آيهي 2. |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
جواد صبوحي |
||
|
|
|
|
![]() مرحوم والدم: آية الله حاج سيّد محمّد صادق حسيني طهراني رضوان الله عليه ميفرمود: چون اسكندر سلوكي بر مشرق زمين مسلّط شد ، و يكسره همۀ كشورها را فتح كرد ، و تا هند پيش راند ، براي استاد خود: أَرَسطو نوشت: من بر همۀ ممالك شرق استيلا يافتم . اينك چه كنم كه آنها در دست من باقي بماند ؟! أرَسطو در پاسخ او چنين نوشت: اين كشورهاي گستردۀ مفتوحه را به كشورهاي كوچك كوچك تقسيم كن ! و براي هر يك از آنها يك شاه و حاكم قرار بده ! و خودت را حاكم بر همه و شاه شاهان بخوان ! در اينصورت همۀ آنها مطيع و منقاد تو خواهند بود و از ترس حفظ تاج و موقعيت خود بر تو نميشورند ، و عَلَم مخالفت بر پا نميكنند و هميشه كشورهاي تو آبد و در راه حفظ منافع تو كوشا خواهند بود ، و اگر أحياناً يكي از آنها به خلاف برخاست ، با اين قدرت محطيۀ خود ، فوراً او را سركوب ميكني و غائله را ميخواباني ! ولي اگر بنا بشود خودت بدون واسطه بخواهي بر آنها حكومت كني ! و يا همۀ آن كشورها را به دست يك تن تن بسپاري ! بيم آن ميرود كه كم كم قوّت گيرند و با يكديگر دست به دست هم داده و بر تو بشورند ، و آن يك تن گرچه از اخصّ خواصّ تو باشد ، بر تو ياغي شود ، و به داعيۀ سلطنت قيام كند ، و در اينصورت شكست خواهي خورد ، و همۀ اين سرزمينها را از دست خواهي داد! انگليسها با مسلمانان ... پس از شكست كشور پهناور عثماني .... با همين نقشه رفتار كردند ، يعني كشور عثماني را قطعه قطعه كردند ، و هر قطعه را به دست يكي از نوكران خود سپردند. .... منبع |
||
|
|
|
|
|
تهران- خبرگزاري كار ايران
مديركل امور فرهنگي وزارت علوم, تحقيقات و فناوري اعلام كرد: اين اداره كل تاكنون 17 مورد تفاهمنامه با نهادهاي مختلف منعقد كرده است كه يكي از آنها امضاي تفاهمنامه با معاونت فرهنگي وزارت ارشاد در مورد بن كتاب بوده است, براساس اين تفاهمنامه درخواست وزارت علوم ارائه رايگان بن كتاب به دانشجويان فعال فرهنگي با سهم مشاركتي 50 درصدي است. به گزارش ايلنا, دكتر اسلامي, مديركل امور فرهنگي وزارت علوم, تحقيقات و فناوري، تصريح كرد: دانشجوياني كه درخواست استفاده از اين بن را دارند، ميتوانند با مراجعه به مديران فرهنگي دانشگاهها ميزان بن مورد مطالبه خود را اعلام كرده و در اين خصوص ثبتنام كنند. گفتني است؛ سقف اين بن حداكثر 100 هزار تومان است. |
||
|
|
|
|||
|
||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
![]() «رسول خدا صلّي الله عليه وآله فرمود: خداوند فرمود: هيچ بندهاي به سوي من اسباب محبّت خود را فراهم نميسازد كه محبوبتر باشد نزد من از آنچه را كه من بر وي حتم و واجب نمودهام. و بطور حتم و يقين بنده من به سوي من اسباب محبّتش را گرد ميآورد با بجا آوردن كارهاي مستحبّ ، تا جائي كه من او را دوست دارم. پس چون من او را دوست داشتم، من گوش او هستم كه با آن ميشنود، و چشم او هستم كه با آن ميبيند، و زبان او هستم كه با آن سخن ميگويد، و دست او هستم كه با آن ميدهد و ميگيرد، و پاي او هستم كه با آن راه ميرود. وقتيكه مرا بخواند اجابت ميكنم، و وقتيكه از من درخواست كند به او ميدهم. و من هيچگاه تردّد ننمودم در چيزي كه ميخواستم آنرا بجاي آورم مانند تردّدم در مرگ مومني كه اراده داشتم او را بميرانم؛ او مرگ را ناگوار ميداشت و من آزار و اذيّت او را ناگوار ميداشتم.»
|
||
|
|
|
|
|
گروه تاريخ دانشگاه تهران با همكاري موسسه مطالعات فرهنگ و تمدن ايران زمين نخستين همايش بين المللي دوسالانه خليج فارس رابا عنوان فرهنگ و تمدن با محورهاي ادبيات و زبانشناسي،فرهنگ بومي و دريايي و اجتماع و سياست از تاريخ 10 تا 11 ارديبهشت درتالار فردوسي و تالاراستاد دكتر ابراهيم پاريزي دانشكده ادبيات و علوم انساني برگزار مي كند. همچنين همزمان با اين همايش، نمايشگاهي از كتابهاي تخصصي حوزه مطالعاتي خليج فارس و نقشه ها و اسناد تاريخي مربوط به پيشينه تمدني خليج فارس،توسط كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران برگزار مي گردد. منبع - دانشگاه تهران |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
فتوي پير مغان دارم و قولي است قديم كه حرام است مي آنجا كه نه يارست نديم چاك خواهم زدن اين دلق ريائي چكنم روح را صحبت ناجنس عذابي است اليم تا مگر جرعه فشاند لب جانان بر من سالها شد كه منم بر در ميخانه مقيم مگرش خدمت ديرين من از ياد برفت اي نسيم سحري ياد دهش عهد قديم بعد صد سال اگر بر سر خاكم گذري سر بر آرد ز گِلم رقصكنان عظم رميم دلبر از ما به صد امّيد ستد اوّل دل ظاهراً عهد فرامُش نكند خلق كريم غنچه گو تنگدل از كار فروبسته مباش كز دم صبح مدد يابي و انفاس نسيم فكر بهبود خود اي دل ز دري ديگر كن درد عاشق نشود به ، به مداواي حكيم گوهر معرفت اندوز كه با خود ببري كه نصيب دگران است نِصاب زر و سيم دام سخت است مگر يار شود لطف خدا ور نه آدم نبرد صرفه ز شيطان رجيم حافظ ار سيم و زرت نيست چه شد ، شاكر باش چه به از دولت لطف سخن و طبع سليم |
||
|
|
|
|
![]() ... چه مدّت سفر و اقامت او در اين عالم در چهل سال تمام شد و از اين است كه وارد شده است كه: مَن بَلَغَ أَرْبَعِينَ و لَمْ يَأْخُذِ العَصا فَقَد عَصَي چه ، عصا علامت سفر است و مسافر را برداشتن عصا مندوب است . و چون چهل سال تمام شد هنگام سفر است . و تأويل عصا مهيّا شدن سفر آخرت است . و جمع كردن خود از براي رحلت (و هر كه عصا بر نداشت از فكر سفر غافل است) و همچنانكه مدّت تكميل جسميّت در اين سنّ است ، همچنين مرتبه سعادت يا شقاوت . و از اين جهت در حديث وارد است كه: روی هر كه در چهل سالگي سفيد نشد شيطان مسحِ وجه او ميكند و ميگويد: بأبي وَ اُمّي وَجْهٌ لا يُفْلِحُ أبداً و ميگويد: نام تو در صحيفه جُند من ثبت شد .و آنچه در اخبار وارد شده كه هر كه كوري را چهل قدم بكشد و راه نمايد بهشت او را واجب شود ؛ مراد از ظاهر آن كورِ بَصَرْ است و تأويل آن كورِ بصيرت . چون كورِِ بصيرت پيش از تمام چهل قدم از مرتبه استعداد به فعليّت داخل نشده اگر چه قريب شده باشد . پس اگر او را رها كني باز به حالت اوّل عود ميكند . و تمام إحسان و حصولِ هدايت به اتمام چهل است . پس به اين حيثيّت موجب وجوب بهشت ميشود . ... منبع |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
(1) مفاتيحالجنان، زيارت جامعه. |
||
|
|
|
|
|
Office XP Pro Plus FM9FY TMF7Q KCKCT V9T29 TBBBG
Office 2000 XJ3XX-YR4CJ-TQD6J-76QJR-GJMJB Office 2000 3CD 425-0153147 Office 2000 premium DT3FT-BFH4M-GYYH8-PG9C3-8K2FJ Office 2000 professional DT3FT-BFH4M-GYYH8-PG9C3-8K2FJ Office 2003 professional GWH28-DGCMP-P6RC4-6J4MT-3HFDY Office OneNote 2003 WFDWY-XQXJF-RHRYG-BG7RQ-BBDHM Office 97 4667-0009847 Office win 95 425-1921701 Office V 4.3 28779-051-0101444 Office 10 MP4F9-W6C8V-HTCCT-T7M7R-Y7K3Y Office 2000 premium & pro QXVDJ - 97BBF - 69CQW - YXKDD - V6P38 |
||