|
|
|
|
|
|
|
|
|
ميلاد با سعادت سجّاده نشين درگاه الهي و شاهد اسرار عاشورایي، حضرت سيد الساجدين، زين العابدين (ع) بر حضرت بقيت الله (عج) و تمامی شیعیان جهان، مبارك باد. خجسته سالروز ولادت با سعادت سالار شهيدان، بنيانگذار مکتب عاشورا را به عموم مسلمانان خصوصا به آزادي خواهان و عدالت جويان و پاسداران حريم امامت و ولايت تبريک مي گوييم طلوع ماه بنی هاشم، سردار وفادار کربلا، حضرت ابالفضل العباس بر عاشقان حسيني مبارك باد |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دانی که بر نگین سلیمان چه نقش بود دل بر جهان مبند که با کس وفا نکرد. |
||
|
|
|
|
![]()
مرحوم آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی در کتاب روح مجرد می نویسد: حاج سيّد هاشم ميفرمود: روزي براي ديدن فلان، در كاظمين كه بودم به مسافرخانهاش رفتم، ديدم خود با زوجهاش ايستادهاند و چمدانها و اسباب را بسته و عازم مسافرت به حجّ هستند پس از كرّات و مرّاتي كه حجّ رفته بود، و شايد تعدادش را غير از خدا كسي نداند. به وي نهيب زدم: تو كه هر روز كربلا ميروي، مشهد ميروي، مكّه ميروي! پس كي به سوي خدا ميروي؟! وي حقّ سخن مرا خوب فهميد و ادراك كرد، امّا به روي انديشۀ خود نياورد و خود را به ناداني و غفلت زد، و خندهاي به من نمود و خداحافظي كرد و گفت: دعاي سفر براي من بخوانيد؛ و چمدانها را دست گرفته بيرون ميبرد تا به حركت درآيد. حضرت حاج سيّد هاشم ميفرمود: ديده شده است بعضي از مردم حتّي افراد مسمّي به سالك و مدّعي راه و سبيل إلي الله، مقصود واقعيشان از اين مسافرتها خدا نيست؛ براي اُنس ذهني به مُدرَكات پيشين خود، و سرگرمي با گمان و خيال و پندار است؛ و بعضاً هم براي بدست آوردن مدّتي مكان خلوت با همراه و يا دوستان ديرين در آن أماكن مقدّسه ميباشد و چون دنبال خدا نرفتهاند و نميروند و نميخواهند بروند و اگر خدا را دودستي بگيري ـ و العياذ بالله ـ مثل آفتاب نشان دهي باز هم قبول نميكنند و نميپذيرند، ايشان ابداً به كمال نخواهند رسيد. فلهذا در تمام اين أسفار از آن مشرب توحيد چيزي ننوشيده و از ماءِ عذبِ ولايت جرعهاي بر كامشان ريخته نشده، تشنه و تشنه كام باز ميگردند، و به همان قِصَص و حكايات و بيان احوال اولياء و سرگرم شدن با اشعار عرفاني و يا أدعيه و مناجاتهاي صوري بدون محتوا عمر خودشان را به پايان ميرسانند. حاج سيّد هاشم در توحيد حقّ مردي صَريح اللهجه، و قويُّ البُنيان، و محكم الإراده، و سريع النّفوذ بود؛ و بدون بخل و اغماض بيان ميكرد و دلالت مينمود و سخنها داشت. هر يك از اولياي حقّ، با هزار افسون و نيرنگ انسان نميتواند يك جمله از ايشان بيرون بياورد؛ در كتمان بقدري قويّ ميباشند كه بعضي از حدّ هم تجاوز كرده راه افراط را ميپيمايند. امّا حاج سيّد هاشم كه روحي و روحُ جميعِ وُلْدي و اُسْرَتي و كلِّ مَن يَتعلّقُ بي، به حقّ فداي او باشد، بقدري در اعطاء آن معارف سريع و بدون مضايقه و دريغ و بدون امساك بود كه براي انسان ايجاد شكّ مينمود كه آيا تا اين درجه هم وليّ خدا بايد دعوتش را گسترش دهد؟ و بخواهد و دنبال كند، و بطلبد افراد لائق را كه سخنش را دريابند و از مسيرش حركت نمايند؟! او به افراد غير لائق و غير مستعدّ چيزي نميگفت. ولي دوست داشت افراد، لائق گردند و استعداد يابند، و يا افراد مستعدّ و لائقي پيدا شوند و آن معاني راقيه و مُدرَكات عاليۀ خويشتن را كه از ملكوت أعلي سرچشمه ميگيرد به آنها إلقا نمايد. امّا افسوس و صد افسوس كه او گفت، و دنبال كرد، و پيگيري نمود، و دعوت كرد، و در مسافرخانه به ديدار و ملاقاتشان رفت؛ و آنها نپذيرفتند تا دامن از اين سراي خالي تهي كنند، و نزد ارباب حقيقي دست خالي بازگشت ننمايند. او كه نميگفت: حجّ نرو! مكّه و مدينه نرو! كربلا و نجف نرو! حقيقت حجّ و روح ولايت را او چشيده بود و مزۀ واقعي آنرا او دريافت نموده بود. او ميگفت: لحظهاي به دنبال معرفت ذاتت و نفست بگرد، دقيقهاي در حال خود تفكّر كن تا خودت را بيابي كه خداي را خواهي يافت، و در اينصورت تمام مسافرتهايت صبغۀ إلهيّه به خود ميگيرد، و با خدا و از خدا و به سوي خدا خواهي رفت. در آنحال چنانچه تمام جهان بلكه تمام عوالم را سير كني براي تو ضرري ندارد، زيرا با خدا و عرفان ذات اقدسش سفر نمودهاي! سيّد هاشم گفت و نشنيدند، و سيّد هاشم هم رفت. اينك بيايند تمام دنيا را زاويه به زاويه با شمع جستجو كنند كجا سيّد هاشم را خواهند يافت؟ كجا سيّد هاشم پيدا ميشود؟ هشت سال و اندي است كه از ارتحالش ميگذرد، چه به دستشان رسيده است؟ خواجه حافظي بايد تا سخنان سيّد هاشم را بفهمد؛ همانطور كه او بود كه سخنان خواجه حافظ را فهميد. ابن فارضي بايد تا به مُفاد كلام وي پي برد؛ همچنانكه او بود كه به مفاد كلام ابن فارض پي برد. و لهذا ميبينيد حقير در اين يادنامۀ مباركه از اين دو عارف نامدار ايراني و عرب زياد نام بردهام. اين به جهت آن ميباشد كه سيّد هاشم بدان افق دست يافته بود. امّا چون به زبان عربي آشنائياش بيشتر از زبان فارسي بود، أشعار ابنفارض را بيشتر ميخواند و اُنس خاصّي با آنها داشت. و به عقيدۀ حقير: اشعار ابن فارض از خواجه حافظ قويتر است؛ امّا اشعار خواجه از أشعار ابنفارض لطيفتر ميباشد. امّا در سير و سلوك و بدايت و نهايت هر دو به درجۀ أعلاي از عرفان رسيدهاند و أسفار أربعه را تمام نمودهاند. |
||
|
|
|
|
|
انسان كه داراي فطرت توحيدي مشترك با ديگران است و به دين جهانشمول دعوت شده است، در صورتي توان شكوفايي فطرت مشترك و دستيابي به مزاياي دين جهاني مشترك را داراست كه داراي محورهاي اصيل و پايدارِ وحدت بخش باشد تا در پرتو آنها، با همنوعان خود هماهنگ شود. از اين رو خداي سبحان قرآن كريم را كتاب همگان و محور فكري و عملي جهانيان اعلام كرد و حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را براي عينيّت بخشيدن به احكام قرآن به عنوان اُسوه و رهبر عمومي و جهاني معرفي كرد و كعبه مقدسه را براي گردهمايي سراسر جهان اسلام، قبله و مطاف عالميان دانست، تا مسلمانان جهان با داشتن اين محورهاي اصيل وحدت بخش با يكديگر آشنا و متّحد شوند. مأخذ: صهباي حج، ص 193. |
||
|
|
|
|
|
منبع : روزنامه ايران، شماره 3692 (30/4/86)، ص 10
|
||
|
|
|
|
|
از بصیرت نیست آسودن درین ظلمت سرا دست بر دیوار مالم تا دری پیدا کنم. صائب تبریزی |
||
|
|
|
|
|
گفتم : خواسته از بهر چه باید، گفت: تا حق خویشان و نزدیکان بدان بگزاری و به سوی مادر و پدر ذخیره فرستی و توشة آن جهان از بهر خود برداری و نیک زادگان را و خداوندان علم را چیزی بخشی تا از بهر آن جهان، نیکی اندوخته باشی و دشمن را بدان دوست گردانی و دوست درویش را بی نیاز کنی و خویش و زن و فرزند را نیکو داری.
از ظفرنامه: منسوب به شیخ رئیس ابو علی سینا |
||
|
|
|
|
|
برای مشاهده فراخوان ادامه مطلب را کلیک نمایید.
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
قيامت، ظرف اداي شهادتي است كه شاهد در دنيا آن را تحمّل كرده باشد. انبيا در دنيا صحنه حوادث و اعمال را تحمل مي كنند و در قيامت شهادت مي دهند. شاهد اگر در صحنه حادثه حضور نداشته باشد و اصل سانحه و پديده را تحمّل نكند، اظهار او در محكمه عدل مسموع نيست. پس در دنيا انبيا اعمال ما را ميبينند و آن را به عنوان شهادت حفظ مي كنند و در قيامت بهعنوان اداي شهادت اظهار ميدارند و اين سنت مشترك بين پيامبران است. مأخذ: تفسير موضوعي، ج 6، ص 112.منبع |
||
|
|
|
|
|
مبعث اشرف مخلوقات عالم، سرآمد پيامبران الهي، آيينه تمام نماي اسماي حسناي خداوند، حضرت محمد بن عبدالله (صلي الله عليه و آله و سلم) را به پيشگاه با عظمت حضرت مهدي (عليه السلام) و به همه مسلمانان جهان تبريک و تهنيت مي گوييم
پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در برابر رسالت خود از مردم مزدي طلب نكرد، ولي آنان را به محبت اهل بيت عصمت و طهارت فراخواند و فرمود: (لا أسئلكم عليه أجراً إلّا المودَّة في القربي)(1)؛ در برابر اين تبليغ، هيچ مزدي از شما نمي خواهم، مگر دوستي خاندانم. 1 ـ سوره شوري، آيه 23. 2 ـ سوره سبأ، آيه 47. مأخذ: تفسير موضوعي، ج 6، ص 115.منبع |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
هنگام سپیده دم خروس سحری دانی که چرا همی کند نوحه گری یعنی که نمودند در آئینۀ صبح کز عمر شبی برفت و تو بی خبری |
||
|
|
|
|
|
دوست مكرّم و سرور ارجمند مهربانتر از برادر ما مرحوم آيه اللّه شيخ مرتضى مطهّرى - رضوان اللّه عليه - كه سابقه آشنائى ما با ايشان متجاوز از سى و پنجسال است، پس از يك عمر درس و بحث و تدريس و خطابه و كتابت و موعظه و تحقيق و تدقيق در امور فلسفيّه، با ذهن رشيق و نفس نقّاد خود بالأخره در اين چند ساله آخر عمر خود بالعيان دريافت كه بدون اتّصال به باطن و ربط با خداى منّان و اشراب دل از سرچشمه فيوضات ربّانيّه، اطمينان خاطر و آرامش سرّ نصيب انسان نمىگردد، و هيچگاه نمىتواند در حرم مطهّر خدا وارد شود يا گرداگرد آن طوف كند و به كعبه مقصود برسد. و چون شمعى كه دائما بسوزد و آب شود، يا پروانهاى كه خود را به آتش زند، و همانند مؤمن متعهّدى كه شوريدهوار دلباخته گردد و در درياى بىكرانه ذات و صفات و اسماء حضرت معبود فانى گردد و وجودش به سعه وجود خدا متّسع شود قدم راستين در مضمار اين ميدان نهاد. بيدارى شبهاى تار و گريه و مناجات در خلوت سحرگاه و توغّل در ذكر و فكر و ممارست درس قرآن و دورى گزيدن از اهل دنيا و هواپرستان، و پيوستن به اهل الله و اولياى خدا، مشهود سير و سلوك او بود. رحمة الله عليه رحمةً واسعةً. لمثْلِ هَذَا فَلْيَعْمَل الْعَامِلُونَ[1] ، انَّ اللَهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا وَ الَّذينَ هُمْ مُحْسِنُونَ.[2] [1] آيه 61 از سوره 37: صافّات: براى چنين چيزى عمل كنندگان بايد عمل كنند [2] آيه 128 از سوره 16: نحل: خداوند همراه كسانى است كه تقوى گزيدهاند و آنانكه ايشان نيكوكارند |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
"..... " به غنيمت شمر اي دوست دم عيسي صبح تا دل مرده مگر زنده كني كاين دم ازوست نه فلك راست مسلّم نه مَلك را حاصل آنچه در سرّ سويداي بني آدم ازوست به حلاوت بخورم زهر كه شاهد ساقي است به ارادت ببرم درد كه درمان هم ازوست زخم خونينم اگر به نشود به باشد خنك آن زخم كه هر لحظه مرا مرهم ازوست غم و شادي بر عارف چه تفاوت دارد ساقيا باده بده شادي آن كاين غم ازوست پادشاهي و گدايي بر ما يكسان است كه بر اين در همه را پشت عبادت خم ازوست سعديا گرچه بكند سيل فنا خانۀ دل دل قوي دار كه بنياد بقا محكم ازوست |
||
|
|
|
|
|
خدمت به هر اندازه كه براي خدا باشد، اثرش بيشتر است. پس اگر كسي مدعي وراثت انبيا باشد و بخواهد علم فروشي كند و «مستأكل به علم» باشد، در حقيقت ارثي از انبيا نبرده است. وارث انبيا در جاي پيامبر نشسته است و بايد با تأسي به نبي اكرم، به مردم بگويد: (لا أسئلكم عليه أجراً)(1) و چون پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ثمره رسالتش را مودّت خاندان خود ميداند: (إلاّالمودة في القربي)(2)، پس مدعي وراثت بايد تلاش كند تا مردم به علي و اولاد علي (عليهم السلام) ارادتمند باشند. اين اصل را خداوند به صورت سيره آموزنده رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بازگو مي كند تا ساير سالكان كوي آن حضرت در اين امر مهم به او اقتدا كنند. 1 ـ سوره شوري، آيه 23. 2 ـ سوره شوري، آيه 23. مأخذ: تفسير موضوعي، ج 6، ص 116. منبع |
||
|
|
|
|
|
بسمه تعالی همه می دانیم که رضای خداوند اجّل، با آنکه غنی بالذات [است] و احتیاج به ایمان بندگان و لوازم ایمان آنها ندارد، در این است ) که(: بندگان، همیشه در مقام تقرب به او باشند، پس می دانیم که برای حاجت بندگان به تقرب به مبدأ الطاف و به ادامه تقرب، [ خداوند] محبت به یاد او و ادامه یاد او دارد. پس می دانیم به درجه اشتغال به یاد او، انتفاع ما از تقرب به او، خواهد بود؛ و در طاعت و خدمت او، هر قدر کوشا باشیم به همان درجه، متقرب و منتفع به قرب خواهیم بود؛ و فرق بین ما و سلمان سلام الله علیه، در درجه طاعت و یاد او که مؤثر در درجه قرب ما است، خواهد بود. و آنچه می دانیم که اعمالی در دنیا محل ابتلاء ما خواهد شد، باید بدانیم؛ که آنها هر کدام مورد رضای خداست، ایضاً خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است. پس باید بدانیم که و گرنه بعد از آنکه دیدیم بعضی، به مقامات عالیه رسیدند و ما بی جهت، عقب ماندیم، پشیمان خواهیم شد. وقفنا الله لترک الاشتغال بغیر رضاه بمحمد و آله صلوات الله علیهم اجمعین. الأقل محمد تقی بهجة مشهد مقدس چهارشنبه 1375 هـ ش مطابق با ربیع الاول 1417 هـ ق |
||
|
|
|
|
|
خداوندا درِ توفیق بگشای "نظامی" را رهِ تحقیق بنمای دلی ده کو یقینت را بشاید زبانی کآفرینت را سراید مده ناخوب را بر خاطرم راه بدار از ناپسندم دست کوتاه درونم را به نور خود بر افروز زبانم را ثنای خود در آموز حکیم نظامی گنجوی
هر کس ز درِِ تو حاجتی می خواهد من آمده ام از تو ، تو را می خواهم. خواجه عبد الله انصاری |
||
|
|
|
|
|
رهبر معظم انقلاب اسلامي: آيت الله مشکيني در شمار مجاهدان واقعي و معلم اخلاص و پرهيزگاري بود
براي شادي روح آن مرحوم عطر صلوات را به خانه هاي خود بياوريم
به منظور مطالعه زندگينامه آن مرحوم ادامه مطلب را کليک نماييد. ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
از غم جدا مشو که غنا میدهد به دل اما چه غم غمی که خدا میدهد به دل گریان فرشتهایست که در سینههای تنگ از اشک چشم نشو و نما میدهد به دل تا عهد دوست خواست فراموش دل شدن غم میرسد به وقت و وفا میدهد به دل دل پیشواز ناله رود ارغنون نواز نازم غمی که ساز و نوا میدهد به دل این غم غبار یار و خود از ابر این غبار سر میکشد چو ماه و صلا میدهد به دل ای اشک شوق آینهام پاک کن ولی زنگ غمم مبر که صفا میدهد به دل غم صیقل خداست خدا یا ز مامگیر این جوهر جلی که جلا میدهد به دل قانع به استخوانم و از سایه تاجبخش با همتی که بال هما میدهد به دل تسلیم با قضا و قدر باش شهریار وز غم جزع مکن که جزا میدهد به دل |
||
|
|
|
|
|
بسمه تعالی مشهد ربیع الثانی 1420. آنچه را که دانستیم، عمل نماییم و آنچه را که ندانستیم، توقف و احتیاط نماییم تا معلوم شود، هرگز پشیمانی و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ این عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خدای بزرگ، اولی به توفیق و یاری خواهد بود. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین، واللعن علی أعدائهم أجمعین.
|
||
|
|
|
|
|
انسان در آغاز ابدیت مسئول فعالیتهای حواس خود خواهد بود که چرا به واقعیت هایی که از راه حواس قابل دریافت بودند اعتنا نکردی؟ گوهر دیده کجا فرسوده ای پنج حس را در کجا پالوده ای؟ گوش و چشم و هوش و گوهرهای عرش خرج کردی چه خریدی تو ز فرش؟ مرحوم علامه محمد تقی جعفری: ۱۳۷۰ مولوي و جهانبيني ها ىر مكتب هاي شرق و غرب . ص ۳۵ ( اشعار از مولوی ) |
||
|
|
|
|
|
عرض تبريک
ولادت با سعادت مولود کعبه، مظهر اسماي الهي، خليفه رسول الله، محور حق، کفو و همتاي صديقه کبري فاطمه زهرا، عمود دين، قسيم جنت و نار، باب مدينة العلم، قرآن ناطق، اسدالله الغالب، مولي الموحدين، اميرالمؤمنين، علي بن ابي طالب (عليه السلام) را به جهان بشريت تبريک و تهنيت مي گوييم
انساني كه خود را ابدي ببيند، دنيا برايش كوچك ميشود و وقتي دنيا براي او كوچك شد، هراسي از هيچ چيز ندارد. او دنيا را گذرا ميبيند و بديهي است كه هستي امر گذرا، نسبت به امر ابدي بسيار اندك است: (قل متاع الدُّنيا قليل)(1). اين كه رعب وترس در برابر دشمن، از انبيا گرفته شد، براي اين بود كه خود را ابدي ميديدند و از دست دادن متاع زودگذر دنيا، آنان را هراسناك نميكرد. البته اين معنا، مخصوص انبيا نيست، و درجات نازلهاش ميسور ديگر سالكان كوي خداوند نيز ميباشد. 1 ـ سوره نساء، آيه 77. انساني كه از همه امكانات رفاهي برخوردار باشد، گرچه ظاهراً در پرنيان آسايش به سر ببرد، ليكن واقعاً در دمِ تيغ بلاست. چون هيچ عاملي در اختيار ندارد كه مايه شكستن قلبش شود. و انساني كه دل شكسته و اهل ناله نيست، خودبين است و خودبين هرگز خدابين نخواهد بود، زيرا خودبيني ستبرترين پرده حاجب است. مأخذ: تفسير موضوعي، ج 6، ص 95. سرّ اين كه همواره عده اي، پيامبران الهي را مسخره مي كنند، اين است كه استهزا كنندگان گرفتار حسّند و از غيب ومعقول خبر ندارند. انساني كه منطقش احساس است، هرچه را چشمش ديد و گوشش شنيد، باورمي كند و هرچه از حس او غايب بود، نميپذيرد. او اهل انديشه نيست تا بفهمد كه براي ادراك امور نامحسوس، تفكر عقلي لازم است و چنين شخصي پيامبران را كه از امور غيرمحسوس يعني از معقولات سخن ميگويند، استهزا مي كند. مأخذ: تفسير موضوعي، ج 6، ص 91
مار و عقرب كه در قبر كافر و تبهكار ظهور ميكنند، جداي از رفتار او نيستند؛ بلكه همين عقايد و اخلاق و اعمال اوست كه بعد از مرگ به صورت مار و عقرب ظهور ميكند. پس درون معصيت، مار و عقرب است؛ و اگر كسي درون گناه را ببيند، به تباهي و گناه نزديك نميشود. مأخذ: تفسير موضوعي 6، ص 61. |
||
|
|
|
|
|
1 ـ سوره ذاريات، آيات 22 ـ 23. |
||
|
|
|
|
برای شادی روح آن مرحوم عطر صلوات را به خانه های خود بیاوریم. اللهم صل علی محمد و آله ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
|
|
|